غزل کویری |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
شبهای سردانگ.....
اصلا فرض کن از ابتدا ما در این صحنه نبوده ایم
خورشید را هم کنار بزن
شبهای سردانگ *دوست داشتنی ترند،
حالا این میز چوبی قهوه ای است که بی قرار فنجان ات شده
و خاکسترهایی که با باد جا به جا می شوند...
.
.
.
.
از صندلی ها که بگذریم
این صحنه بی ما چیزی کم ندارد
قبول کن!!
( *سردانگ نام محله ای است در حومه پایتخت مالزی)
| لینک | ۱۳۸٧/٦/۱٠ - مستان |

